چشم را ببندم تا که با دل با تو باشم
هربار که ، بوی جدایی می دهد دنیا
بیش از گذشته دوست دارم با تو باشم
هرچند دنیا میل وصل ما ندارد
در شعر و رویا می توانم با تو باشم
شاعر شدم چون نیستی دیگر کنارم
شاعر شدم من با ردیفِ " با تو باشم "
چون می شود در شعر ساعت را نگه داشت
و می شود هر ثانیه را با تو باشم
یا که عقب آورد دنیا را به روزی
که واقعا باشی و من هم با تو باشم
این قهوه را که تلخ بی تو سر کشیدم
شیرین شیرین می شود گر با تو باشم
به بیت آخر می رسد رویای با تو
شعر هم نمیخواهد ببیند با تو باشم
جان می دهم تا مصرعی دیگر بیاید
تا یک دم و یک بیت دیگر با تو باشم
#س_پ
۱۵/۸/۹۴ - وقتی نگهبانی میدادم این رو برای شما گفتم
ببخشید نبودم تبریک بگم دو سال سربازی رو
تولد شما تولد تمام خوبی هاست بانو جان
تبریک می گم
امیدوارم از این به بعد زندگیتون آباد باشه
ببخشید که ویرونش کردم
خوب تر از خوب...ما را در سایت خوب تر از خوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107